چشم چشم دو ابرو

وبلاگ می‌نویسم قربة إلی الله
..................................
إن شاء الله

آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۵، ۱۶:۵۰ - سید گمنام
    لبیک..!
  • ۲۱ تیر ۹۵، ۰۱:۰۸ - وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    :\ بدون شرح
  • ۱۹ ارديبهشت ۹۵، ۱۵:۰۲ - الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
    ان شا ء الله باشه.

۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۳ ثبت شده است

///

واقعا گاهی اوقات آدم تو یه زمان هایی چیزهایی رو می‌فهمه و تجربیاتی به دست میاره که فکرشو نمی‌کرد اون موقعیت چنین پتانسیلی داشته باشه  ، یا شاید هم می‌دونست اما بالفعلش نکرده بود . مثلِ خیلی از بالقوه هایی که بالفعل‌شون نمیکنیم و چه بسا تا آخر عمر هم غفلت کنیم از این بالفعل کردن .

اصلا بذارید یه مثال بزنم که واسه خودم اتفاق افتاد .

فکرشو بکنید یه آدم بتونه تو یه دهه فجر قم باشه ، اون هم تو ایام شهادتِ حضرت فاطمه معصومه(س) بعدش بیاد شهر خودش و یه تجربه فوق العاده رو با بچه های یه مدرسه راهنمایی داشته باشه و بعدش هم بره دیدار دو تا خانواده شهید و تهش هم یه 22 بهمنِ عالی داشته باشه .

نمیدونم شما اسم اینو چی میذارید اما من اسمشو میذارم ( بهترین دهه فجرِ من ) ...

واقعا تو دهه فجرِ 93 خیلی چیزها رو فهمیدم ...

فهمیدم این که میگم کَریمه یعنی چی ...

فهمیدم خوش گذشتن یعنی چی ...

فهمیدم که هر آن از زندگیِ آدم میتونه واسه خودش یه دورانِ گذار باشه ،گذار از چیزی که هستیم به سمتِ چیزی که دوست داریم باشیم ، البته به شرط اینکه بخوایم ...

فهمیدم فقط بچه کوچولو ها رو خیلی دوست ندارم بلکه این حسو نسبت به نوجوون ها هم دارم ...

فهمیدم مهم نیست چه کسی باعث بشه که ما یه چیز جدید یاد بگیریم و تلاش کنیم واسه بزرگ شدن. بلکه این کار رو برای مثال یه بچه هم میتونه برامون انجام بده  و این مهمه که ما بخوایم چیز جدید یاد بگیریم یا نه ...

فهمیدم این که میگن از هر دست بدی از همون دست میگیری یعنی چی ...

فهمیدم که واقعا باید خودمون رو از محبوس کردن تو دنیای مَجاز نجات بدیم و بیشتر و بیشتر بیرون از درِ خونه و دسکتاپ کامپیوتر و صفحه گوشی دنبال خودمون و راه های شکوفا شدنمون بگردیم ...

فهمیدم اینکه میگن ( برای اینکه مرگی همانند شهدا داشته باشیم باید مثل شهدا زندگی کنیم ) یعنی چی ...

فهمیدم اینکه میگن شهدا زنده‌ان یعنی چی ...

فهمیدم واقعا چرا معلمی رو دوست دارم و خدا منو فرستاده تو این مسیر ...

فهمیدم چقدر با ناکرده هام دارم به خودم ظلم میکنم ...

فهمیدم که هنوز خیـــلی چیز ها مونده برای فهمیدن و اگه من نفهمم تقصیر هیچکس نیست جز خودم ...

 

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

پ.ن:

+ راستش بعضی از این چیزها که گفتم رو قبلا میدونستم و شاید خیلی ها هم بدونن اما من تو بهترین دهه فجر خودم فهمیدمشون ...

+ حرف‌های گفتنی درمورد ( بهترین دهه فجر من ) خیلی بیشتر از اینی بود که نوشتم، اما تجربه ثابت کرده طولانی شدنِ متن با کم شدنِ حوصله مخاطب رابطه مستقیم داره ، پس ان شاء الله قسمت بشه تو فرصت های بعدی خورد خورد باز هم درموردش چیزهایی رو بگم ...

۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۳ ، ۲۲:۳۰
چشم چشم دو ابرو

 

میخوام چند تا چیز مهم بگم اما ( خداروشکر ) وقت نمیشه ... :)

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۰۰
چشم چشم دو ابرو

 

حضرتِ آقا ...

کاری که شما ظرفِ یک شب برای جوانانِ اروپا و آمریکای شمالی انجام دادید

ما یک عمر است که داریم انجام نمی‌دهیم !!!

 

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

پ.ن:

+ نامه امام خامنه‌ای حفظه الله به جوانان اروپا و آمریکای شمالی ... ( + )

+خواب زمستانی ( + )

+ letter for you ( + )

 

بعدا نوشت :

+ عبدالشیطان هم به درک واصل شد .

چقدر ماه است این ماهِ بهمن ، خبرهای خوش در راه است ان شاء الله ، اللهم عجل لولیک الفرج ...

۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۳ ، ۲۳:۱۴
چشم چشم دو ابرو